گلباران راه شما...

گلباران راه شما...
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندان اوین. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب زندان اوین. نمایش همه پست‌ها

پایان اعتصاب غذای حسین رجبیان و وحید صیادی نصیری



حسین رجبیان و وحید صیادی نصیری، دوتن از زندانیان سیاسی در زندان اوین بعد از تحقق درخواست هایشان به اعتصاب غذای خود پایان دادند. آقای رجبیان دوشنبه هفته جاری مورخ ۱۵ آذرماه به مرخصی ۷۲ ساعته استعلاجی اعزام شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، حسین رجبیان فیلمساز زندانی  از ۷ آبان ماه همراه برادرش مهدی رجبیان موسیقی دان، در زندان اوین دست به اعتصاب غذای اعتراضی زده بودند.

حسین رجبیان غروب دوشنبه هفته جاری مورخ ۱۵ آذرماه به مرخصی ۷۲ ساعته استعلاجی اعزام شد و به اعتصاب غذای خود پایان داد. وی در هفته آخر اعتصاب دچار عفونت و درد شدید کلیه شده بود.

برادر وی مهدی رجبیان نیز هفتم آذرماه بعد از ۳۰ روز اعتصاب غذا به «مرخصی ۴ روزه درمانی» اعزام و روز یکشنبه ۱۴ آذرماه، بدون تکمیل دوره درمانی به زندان اوین بازگشت.
هم‌چنین گزارش رسیده، وحید صیادی نصیری یکی دیگر از زندانیان در اعتصاب غذای زندان اوین، درپی مشخص شدن زمان دادگاه تجدیدنظر، از روز یکشنبه هفته گذشته به اعتصاب غذای خود پایان داده است.
وحید صیادی نصیری از تاریخ ۲۵ مهرماه، در اعتراض به ۱۳ ماه بلاتکلیفی پرونده خود در اعتصاب غذا به سر می برد. این زندانی سیاسی با اتهامات «توهین به مقدسات، توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام» در دادگاه بدوی به ۸ سال حبس محکوم شد. اما با گذشت ۱۳ ماه از تاریخ صدور حکم اولیه و اعتراض وی، هنوز هیچ حکمی از دادگاه تجدیدنظر دریافت نکرده است.
همچنین امروز گزارش شد، جمال قادری، زندانی سنی مذهب زندان رجایی شهر کرج نیز به اعتصاب خود پایان داده است.
در حال حاضر تعدادی از زندانیان سیاسی-امنیتی از جمله آرش صادقی در اوین، حسن رستگاری در زندان ارومیه و فواد رضازاده در زندان رجایی شهر کرج در اعتصاب غذا به سر می برند.

اعتصاب غذا در اوین و کرج؛ وضعیت نگران‌کننده زندانیان سیاسی

سازمان‌های حقوق بشری از وضعیت جسمانی وخیم تعدادی از زندانیان سیاسی و عقیدتی پس از اعتصاب غذای آنان خبر می‌دهند. از وضعیت برخی از این زندانیان هیچ خبری در دست نیست.






تعدادی از زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان‌های اوین و "ندامتگاه مرکزی کرج" بین ۵ روز تا بیش از یک ماه است که در اعتصاب غذا به سر می‌برند.
وحید صیادی نصیری ۳۶ روز، آرش صادقی ۲۸ روز، مهدی و حسین رجبیان ۲۴ روز، علی شریعتی (طبق آخرین خبرها در بیمارستان) ۲۱ روز و امیر (علی) امیرقلی ۵ روز است که در زندان اوین در اعتصاب غذا به سر می‌برند.
همچنین مرتضی مرادپور ۲۷ مین روز اعتصاب غذای خود را در "ندامتگاه مرکزی کرج" می‌گذراند.
گفته می‌شود که رسول رضوی، فعال آذربایجانی زندانی در زندان کرج که بیش از ۴۰ روز در اعتصاب غذا بود، در پی خواهش خانواده و فعالان مدنی و با قول مساعد مسئولان قضایی برای رسیدگی به مطالباتش، به اعتصاب غذای خود پایان داده است.
بی‌خبری مطلق از بنیانگذار "عرفان حلقه"
در این میان از وضعیت محمد علی طاهری، از دیگر زندانیان عقیدتی و بنیانگذار "عرفان حلقه" که او هم طبق آخرین خبرها در اعتصاب غذا به سر می‌برد، هیچ اطلاعی در دست نیست.



 محمد علی طاهری
کمپین بین‌المللی حقوق بشر در آخرین گزارش خود، با استناد به سخنان خواهر آقای طاهری، اعلام کرده بود که مکان نگهداری بنیانگذار "عرفان حلقه" نامشخص است. از ۲۵ مهرماه که این زندانی عقیدتی در پی دست زدن به اعتصاب غذا به اغما رفته بود، اطلاعی از وضعیت او منتشر نشده است.
به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، وحید صیادی نصیری که به اتهام "توهین به مقدسات، توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام" در دادگاه بدوی به ۸ سال حبس محکوم شده است، در اعتراض به ۱۳ ماه بلاتکلیفی پرونده‌اش از تاریخ ۲۵ مهرماه در اعتصاب غذا به سر می‌برد. این زندانی سیاسی با وجود اعتراض به حکم اولیه، هنوز هم هیچ حکمی از دادگاه تجدیدنظر دریافت نکرده است.
پانزده کیلو کاهش وزن
به گزارش خبرگزاری هرانا، صیادی نصیری از چند روز پیش "به طور تنبیهی" از بند هشت به بند چهار زندان اوین منتقل شده است. بنا به این گزارش، این زندانی سیاسی تاکنون چندین بار به دلیل وخامت حالش به بهداری منتقل شده، اما از تزریق سرم امتناع کرده و مجموعا ۱۵ کیلوگرم کاهش وزن پیدا کرده است.
آرش صادقی، فعال مدنی، زندانی سیاسی دیگری است که از سوم آبان‌ماه در اعتراض به بازداشت همسرش، گلرخ ابراهیمی ایرایی، در اوین دست به اعتصاب غذا زده است. همسر آقای صادقی جهت تحمل محکومیت ۶ سال حبس بازداشت شده بود.
کمپین بین‌المللی حقوق بشر مدتی پیش گزارش داده بود که آرش صادقی طی این مدت از ملاقات با همسر زندانی‌اش محروم بوده و مسئولان زندان اوین اعلام کرده‌اند تا زمانی که او به اعتصاب غذای خود پایان ندهد، اجازه ملاقات با همسرش را نخواهد داشت.
به گزارش مجموعه فعالان حقوق بشر، این زندانی سیاسی به خاطر پایین بودن فشار خون دچار بیهوشی شده و در بهداری اوین زیر دستگاه اکسیژن قرار گرفته است.




  آرش صادقی به همراه همسرش گلرخ ابراهیمی
طبق این گزارش، پزشکان بهداری برای آرش صادقی اعزام به بیمارستان را توصیه کرده‌اند، اما او شرط اعزام خود را "عدم تزریق سرم و نپوشیدن لباس زندان به‌همراه دستبند و پابند" اعلام کرده است.
آقای صادقی در دادگاه انقلاب به اتهام "اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی، توهین به رهبری، تشکیل گروه‌های غیرقانونی و تبلیغ علیه نظام" به ۱۵ سال حبس تعزیری و ۴ سال حبس تعلیقی محکوم شده بود.
"محرومیت" از آب آشامیدنی
مرتضی مرادپور، دیگر زندانی سیاسی که در "ندامتگاه مرکزی کرج" نگهداری می‌شود، پس از ۲۷ روز اعتصاب غذا دچار "ناراحتی قلبی" شده است. آقای مرادپور به بستگان خود گفته است که حتی از "امکان استحمام" و دسترسی آسان به آب آشامیدنی محروم است. او از روز ۴ آبان‌ماه در اعتراض به "عدم اعمال ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی در پرونده خود و ممانعت از آزادیش" دست به اعتصاب غذا زده است.
به گزارش هرانا، این زندانی سیاسی به همراه رسول رضوی، بدون حکم قضایی از زندان تبریز به زندان کرج منتقل شده است. رسول رضوی و مرتضی مرادپور به دلیل فعالیت علیه تبعیض قومی، به ترتیب به ۲ و ۳ سال زندان محکوم شده‌اند.
تهدید به "دوختن دهان" به نشانه اعتراض
وضعیت جسمانی مهدی و حسین رجبیان، دو برادر هنرمند، نیز مساعد نیست. مهدی رجبیان از خونریزی معده رنج می‌برد و حسین رجبیان با "عفونت کلیه چپ" درگیر است. مجموعه فعالان حقوق بشر گزارش می‌دهد، این دو برادر تهدید کرده‌اند، در صورت اعزام نشدن حسین رجبیان به بیمارستان برای مداوا، هر دوی آنها دست به "اعتصاب غذای خشک با دوختن دهان" خواهند زد.
مهدی و حسین رجبیان، بنیان‌گذاران سایت "برگ موزیک" در سال ۱۳۹۲، پس از ساخت فیلم حسین رجبیان که با مجوز ارشاد تهیه شده، اما بدون مجوز پخش شده بود، دستگیر شده بودند. آنان به سه سال حبس تعزیری و سه سال حبس تعلیقی و ۲۰ میلیون تومان جریمه نقدی محکوم شده‌اند.
هفت بار بیهوشی
در این میان علی شریعتی که به دلیل شرکت در تجمع اعتراضی علیه اسیدپاشی به ۵ سال زندان محکوم شده بود و از ۱۰ آبان در اعتصاب غذا به سر می‌برد، کماکان به اعتصاب غذای خود ادامه می‌دهد. او هنگام بازداشت گفته بود، به دلیل اینکه به خاطر اعتراض به اسیدپاشی به زندان محکوم شده، دست به اعتصاب غذا خواهد زد و تا زمانی که از این "حکم غیرعادلانه و غیرقانونی" تبرئه نشود، دست از اعتصاب برنمی‌دارد. این زندانی سیاسی طی روزهای گذشته به بیمارستان طالقانی منتقل شد و هنوز بستری است.


علی شریعتی چند روز پیش در پاسخ به خواست‌فعالان مدنی، به ۸ روز اعتصاب غذای خشک خود پایان داد و آن را به اعتصاب تر تبدیل کرد. به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی در یادداشت کوتاهی اعلام کرد که "تا رسیدن به مطالبات مطروحه خود و نقض حکم ناعادلانه" به اعتصاب غذای تر ادامه خواهد داد تا حسن نیت خود را به مسئولان قضایی نشان داده باشد. او حتی وصیت‌نامه خود را نیز منتشر کرد.
به گزارش کلمه در روز ۲۵ آبان، او نوشت: «... مرگ را بسیار نزدیک می‌بینم. هفت بار بیهوش شده و ایستاده سقوط کردم. یک بار ایست تنفسی داشتم. اینها همه کافی‌ست تا انسان عاقل بداند که مرگ نزدیک‌تر از همیشه است. در زندگی آموخته‌ام آنچه ارزش جنگیدن تا پای جان را دارد شرف و آزادگی است».
"عدم امنیت جانی"



زندانی سیاسی دیگری که از روز ۲۶ آبان‌ماه به اعتصاب‌کنندگان پیوسته امیر (علی) امیرقلی است. آقای امیرقلی دلیل اعتصاب غذای خود را "عدم امنیت جانی، عدم رسیدگی مسئولین به درگیری و ضرب‌وشتم وی، عدم رسیدگی پزشکی بر جراحات وارد شده، عدم تفکیک جرائم زندانیان و عدم رسیدگی به وضعیت زندانیان در اعتصاب" اعلام کرده است.
خبرگزاری هرانا به نقل از یک منبع نزدیک به خود و با اشاره به مضروب شدن صورت آقای امیرقلی در پی یک درگیری در زندان، نوشته است: «گونه اش را بخیه نکردند و حتی باند هم در اختیارش نگذاشتند. با وجود اینکه فیلم درگیری را از دوربین چک کردند، اما زندانی خاطی تنبیه نشده و به شکایت امیر هم رسیدگی نشده است».

امیر امیرقلی، فعال دانشجویی سابق و زندانی سیاسی بند هشت اوین، در دی‌ماه ۱۳۹۴ به اتهام "توهین به مقدسات، توهین به رهبری، اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت ملی، اخلال در نظم عمومی از طریق شرکت در تجمعات و تبلیغ علیه نظام" از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی به ۱۹ سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم شد. این حکم بدوی که سپس در دادگاه تجدیدنظر به ۸ سال کاهش یافته، "تجمیع شده" و پنج سال آن اجرا خواهد شد.

نامه فریبا کمال آبادی شهروند بهایی به نوه‌اش از زندان اوین



فریبا کمال‌آبادی از اعضای “جمع یاران ایران” (مدیران جامعه بهایی) سال ۸۷ دستگیر و به ۲۰ سال حبس محکوم شد که کمی بعد این حکم به ۱۰ سال حبس تقلیل یافت. وی اکنون نهمین سال حبس خود را در بند زنان زندان اوین می‌گذراند. این شهروند بهایی زندانی در قالب نامه‌ای به بهار، نوه شش‌ماه‌اش، از رنج وظلم اعمال شده بر بهاییان، بالاخص پلمب اخیر مراکز کسب بهاییان و سرنوشت این شهروندان از ابتدای انقلاب ۵۷ سخن گفته است. متن کامل این نامه درپی می‌آید.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، فریبا کمال آبادی شهروند بهایی در بند نسوان اوین که شش ماه پیش همزمان با تولد نوه اش به مرخصی آمده بود، اکنون در قالب نامه‌ای از زندان اوین به «بهار»، از رنج‌ شهروندان بهایی و آمال انسانی اش سخن گفته است. متن کامل این نامه را به نقل از هرانا در ادامه بخوانید؛
“نوه شیرینم، بهار دلنشینم
با آمدنت آمدم و برایت ننوشتم. حا که ۶ ماهه شدی، چند سطری برایت می نگارم تا به یادگار بماند. در این ۶ ماه هر هفته در سرما و گرما، در سلامت و بیماری، در آرامش و بی تابی به طهران آمدی از دیوارهای بلند سنگی عبور کردی، درب های سنگین آهنین را پشت سر گذاشتی و به زندان اوین وارد شدی و از پس شیشه های ضخیم و غبار آلود به ملاقاتم آمدی.
چه روزها که خوابت آشفته شد تا به زندان برسی، بعد ساعت ها در سالن انتظار طعم خستگی و بی تابی را چشیدی تا به سالن ملاقات وارد شوی، روزی از شدت درد و ناخوشی آنچنان بی تاب گشتی که از سالن ملاقات مستقیما به بیمارستان رفتی، بستری شدی و تحت عمل جراحی قرار گرفتی، اما باز هم هفته بعد و هفته های بعدی به اوین آمدی.
حیاتت از همان روزهای نخست و حتی قبل از تولدت با مفهوم زندان و سجن سرشته شد و با معنای شدت و سختی آمیخته گشت. با گذشتن از در و دیوار سنگین آهنین و ورود به فضای مطرود و متروک اوین آموختی که چگونه می توان از سطح حوادث و وقایع و موجودات عبور نمود و به عمق آن نفوذ کرد. فهمیدی که در پس معنای ظاهری شدت و سختی ناشی از برهم ریختن خواب و آرامشت، معنای واقعی آن یعنی دیدن و دریافتن شدت کینه و عداوت و ظلم و شقاوتی نهفته است که موید این فرایند است.
آخرین تجلی این ظلم و عداوت که در روزهای پایانی ۶ ماهه نخست حیاتت با آن روبرو شدی، خبر تعطیلی و پلمب حدود ۱۰۰ مغازه و محل کسب بهاییان در ساری، قائم شهر، بوشهر و کرج بود.
همه این افراد از عزیزان من و بسیاری از ایشان از دوستان نزدیکم در ساری و قائم شهر هستند. در بین ایشان خانواده هایی قرار دارند که یک بار در جوانی با داشتن فرزندان خردسال از ادارات دولتی اخراج شده اندو حال برای دومین یا چندمین بار محل کسب درآمدشان را از دست داده اند. بسیاری از این مغازه ها منبع تامین معاش دو تا چند خانواده اند.
معلم محبوب من، بهترین معلم ریاضی مدرسه و شهرمان که به همراه همسرش، کارمند محترم و صادق بانک، بیش از سی سال پیش از کار برکنار شده بود، حال با تعطیلی مغازه شان که محل کسب دو خانواده است، روبروست.
بهترین معلم زبان شهرمان، معلم عزیز من، پس از اخراج از کار در اوایل انقلاب، حال با پلمب مغازه شان، محل کسب درآمد همسر و پسرش که خود خانواده جدیدی تشکیل داده مواجه است.
پسر کوچک و مهربان همسایه مان که سال ها پیش پدرش شغل دولتی اش را از دست داده، اکنون که در بزرگسالی با مادر، همسر و دختر خردسالش زندگی می کند با مساله قطع معاشش روبروست.
وقتی از شنیدن این خبر به خاطر شدت ظلم و عداوتی که در پس آن نهان است قلبم درهم فشرده شده و دست به دعا برداشتم، این آیات محکمه قران مجید در ذهنم جان گرفت و در گوشم طنین افکند: «لا اکراه فی الدین» و «ما ارسلناک الارحمه للعالمین».
اکنون با دلی شکسته به این می اندیشم که با اینکه خداوند، پیامبر عظیم الشان اسلام را فرستاده تا رحمتی برای عالمیان باشد و درحالی که مفهوم «عالمیان» معنایی وسیع را در برمی گیرد و شامل پیر و جوان، فقیر و عنی، وضیع و شریف و مسلمان و غیر مسلمان می گردد، چگونه عده ای با ادعای ایمان به قران . انتساب به اسلام به جای آنکه باران رحمت خویش را بر سر فرزندان مرز و بومشان ببارند، تبر ظلم و عداوت برداشته به نام اسلام بر قطع شجر رزق و حیات جمعی از شریفترین، پاکترین و صادق ترین هموطنانشان قیام می نمایند. آیا این وهن بر دیانت مقدس اسلام نیست؟
حزن و اندوه همه وجودم را در بر می گیرد وقتی به این می اندیشم که چگونه ۷۰ میلیون مسلمان ایرانی در پیشگاه تاریخ و عدالت از سکوت خویش در برابر این ظلم فاحش و نسل کشی جمعی از هموطنانشان دفاع خواهند نمود.
آیا ممکن است خویشان، همسایگان، همکاران، همشهریان و هموطنان مسلمان این مظلومین به دفاع از عدالت و رحمت برنخیزند؟
بهار شیرینم، نوه نازنینم، نگران نباش. من هم چون تو با عبور از در و دیوارهای سنگین و آهنین و ورود به اوین آموخته ام که چگونه می توان از سطح حوادث عبور نمود و به عمق آن دست یافت.
بهارم، غم و دلشکستگی ام دیری نمی پاید. بهار آمده است. زمستان سرد و یخ زده رخت بر بسته است. دراینجا، در اوین، در مظلم ترین، محزون ترین، متروک ترین و منزوی ترین مکان این کشور، نخستین جوانه های این بهار قابل مشاهده است.
بهار اوین را می توان در ایام روزه مسلمانان و بهاییان در اوقات غروب روزهای ماه رمضان و ماه صیام و در احیان افطار مشاهده کرد. هنگامی که مسلمانان، مسیحیان و بهاییان یکدیگر را به مهمانی خداوند فرا می خوانند، همدیگر را به افطار دعوت می کنند و بر سر یک سفره با هم دست به دعا بر می دارند.
بهار اوین در لحظه ای آشکار می شود که پس از شهادت جناب امیری در یزد، گروهی از هم بندیان مسلمان، رسما برای ملاقات و اظهار تاسف و همدردی از این واقعه به کنار تخت های هم بندیان بهایی شان می آیند.
جوانه های این بهار شاخ و برگشان را به خارج از اوین، به ساری، به قائمشهر، نوشهر، کرج، یزد، تمامی ایران و کل جهان خواهند گسترد و حقیقت «وحدت عالم انسانی» را آشکار خواهند ساخت.
مادربزرگت
فریبا کمال آبادی
اوین / آبان ماه ۹۵″

عفو بین‌الملل می‌گوید مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی، از خدمات درمانی محروم شده است



سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید که مریم اکبری منفرد، زندانی سیاسی بند زنان زندان اوین، از خدمات پزشکی و درمانی محروم شده است.
عفو بین‌الملل در بیانیه‌ی خود می‌گوید که مقام‌های زندان به خانم اکبری منفرد اجازه نمی‌دهند تا برای درمان تیروئید و رماتیسم مفصلی از زندان خارج شود و تحت معالجه قرار گیرد.
دادیار زندان به خانواده منفرد گفته‌اند که علت این تصمیم آن است که وی، به گفته‌ی این بیانیه، «پررو» شده است.
مریم اکبری منفرد، دو روز پس از تجمعات اعتراضی در عاشورای سال ۸۸ بازداشت شد و در دادگاه انقلاب تهران به اتهام محاربه و اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به ۱۵ سال حبس محکوم شد.
وی پس از انتشار فایل صوتی آیت الله منتظری، قائم مقام وقت رهبری، در مورد کشتار جمعی زندانیان در سال ۶۷، در دادسرای تهران شکایتی ثبت کرد و خواستار رسیدگی به دلایلِ اعدامِ چهار خواهر و برادرش در دهه شصت شمسی شد.

گزارش تازه از شرایط «غیر انسانی» در بند زنان زندان اوین



حقوق بشر در جمهوری اسلامی"

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران با انتشار گزارشی جدید، شرایط دست‌کم ۲۵ زندانی سیاسی بند زنان زندان اوین را «غیرقانونی» و «غیرانسانی» توصیف کرده و از «بدرفتاری» زندانبانان با آنها خبر می‌دهد.
در این گزارش  تأکید شده که نحوه برخورد با این زندانیان زن نه تنها با تعهدات بین‌المللی ایران مغایرت دارد، بلکه قوانین داخلی جمهوری اسلامی را نیز نقض می‌کند.
اکثر زندانیان زن محبوس در زندان اوین در تیرماه ۱۳۹۱ به زندان‌های رجایی‌شهر در کرج و قرچک در ورامین منتقل شدند و هم‌اینک تنها بین ۲۰ تا ۳۰ زندانی سیاسی و عقیدتی زن در بند نسوان زندان اوین نگهداری می‌شوند.
بند زنان تحت اختیار و نظارت قوه قضائیه ایران است که ریاست آن را صادق آملی لاریجانی بر عهده دارد.
طبق شهادت زندانیان که در این گزارش آمده، زندانیان مکرراً شرایط داخل بند را به قوه قضائیه ایران گزارش داده‌اند اما قوه قضائیه «هیچ اقدامی انجام نداده‌است».
از سال ۱۳۸۴ تاکنون، هیچ‌یک از زیرمجموعه‌های سازمان ملل متحد یا سایر سازمان‌های بین‌المللی ناظر، اجازه دیدار از بند زنان زندان اوین —یا هر بند دیگری در زندان اوین- را دریافت نکرده‌است.
شرایط حاکم بر بند زنان زندان اوین پیش از این نیز اعتراض نهادهای دیگر نظیر کانون مدافعان حقوق بشر را در پی داشته است.
شرایط «غیرقانونی»
به نوشته این گزارش تازه، «زندانیان سیاسی که در بند زنان زندان اوین نگهداری می‌شوند مرتباً از دسترسی به مراقبت‌های پزشکی محروم می‌شوند، برای ملاقات با فرزندان خود، حتی فرزندان خردسال، با محدودیت یا محرومیت روبه‌رو هستند، از تماس تلفنی با خانواده‌های خود محروم، و به تغذیه کافی و مناسب دسترسی ندارند.»
ساکنان مختلف فعلی و سابق بند زنان آن را به عنوان جایی تنگ، تقریباً بدون پنجره، سرد و کثیف توصیف می‌کنند.
در بخشی از گزارش کمپین یادشده تحت عنوان «نتایج اصلی» آمده‌است که «جیره غذایی زندان فاقد ارزش تغذیه کافی است» و «بهداری زندان فاقد متخصصان پزشکی است و بعضاً داروهای اشتباهی یا غیرموثر به بیماران می‌دهد».
در ادامه این گزارش هم‌چنین آمده‌است که «در این بند تلفن وجود ندارد» و «در زمان‌هایی در فصل زمستان زندانیان از گرمایش محروم شده‌اند» و «زندانیان مکرراً جستجوی بدنی می‌شوند».
«جرم‌های» زندانیان زن در اوین
به نوشته گزارش یادشده، در این بند، روزنامه‌نگاران، فعالان، هنرمندان، بهاییان، نوکیشان مسیحی، فعالان کرد، مسلمانان سنی، و اعضای گروه‌های عرفانی جایگزین، به همراه زنانی که ادعا می‌شود هواداران سازمان مجاهدین خلق هستند نگهداری می‌شوند.
برای این زنان احکامی از یک تا بیست سال تعیین شده و به نوشته این گزارش، آنها به «جرم‌هایی» مانند اعتراض به مجازات اعدام، دفاع از حقوق زنان، انتشار انتقادات خود از سیاست‌های دولتی در شبکه‌های اجتماعی، اعتقاد به آیین بهایی، و دفاع از سایر زندانیان سیاسی پشت میله‌های زندان قرار گرفته‌اند.
درخواست کمپین بین‌المللی حقوق بشر
هادی قائمی، مدیر اجرای کمپین با اظهار این‌که «این زنان، اساساً نباید به هیچ عنوان از همان اول به خاطر ابراز مسالمت‌آمیز عقاید یا باورهای خود که دولت ایران با آنها مخالف است، زندانی می‌شدند»، می‌گوید که «اینک این زنان از شرایط غیرانسانی که آنها را با صدمات دایمی به سلامتی‌شان روبرو کرده نیز رنج می‌برند.»
کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران در گزارش تازه خود از قوه قضائیه ایران، که زندان‌های ایران تحت نظر آن اداره می‌شوند، می‌خواهد تا فوراً پرونده‌های این زندانیان را بررسی کرده و شرایط «غیرقانونی» بند زنان را مورد توجه قرار دهد.

مریم نقاش زرگران؛ چهارمین روز اعتصاب غذا و حمایت اعتراضی هم‌بندیان



 مریم (نسیم) نقاش زرگران زندانی عقیدتی و بیمار در بند زنان زندان اوین از چهار روز پیش در اعتراض به عدم رسیدگی به بیماری‌ها، وضعیت پرونده، عدم آزادی مشروط و مخالفت با اعطای مرخصی در اعتصاب غذا به سر می‌برد. این نوکیش مسیحی روز جاری در ادامه اعتراضات خود از رفتن به ملاقات خودداری کرد در پی این اقدام اکثر هم‌بندیان او نیز در حمایت از اعتراض وی از رفتن به ملاقات خودداری کردند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، علی‌رغم وخامت حال مریم (نسیم) نقاش رزگران نوکیش مسیحی و زندانی عقیدتی بند نسوان زندان اوین از اعزام وی به مرکز تخصصی پزشکی خارج از زندان ممانعت بعمل می‌آید. این زندانی عقیدتی در اعتراض به وضعیتش از چهار روز پیش در اعتصاب غذاست.
یکی از نزدیکان خانواده زرگران با اعلام این خبر در گفتگو با گزارشگر هرانا گفت: “مریم چهار روز است که از تختش هم پایین نمی‌آید. تب بسیار بالایی دارد. از چهار روز پیش در اعتراض به وضعیت پرونده‌اش، عدم رسیدگی به بیماری‌ها، عدم آزادی مشروط و مخالفت با مرخصی دست به اعتصاب غذا زده است.”
این منبع در ادامه تصریح کرد: “امروز مریم در ادامه اعتراضش از رفتن به ملاقات خانواده خودداری کرد که اکثر هم‌بندیانش غیر از چند زندانی نیازمند ضروری ملاقات نیز در حمایت از اعتراض او به ملاقات نرفتند.”
منبع مطلع و نزدیک به خانواده زرگران در پایان تاکید کرد: “وضعیت جسمی مریم بسیار وخیم است. قبل از شروع اعتصاب ۲۵ کیلو کاهش وزن داشته، بیماری هایش از جمله یک بیماری جدید که باعث سرگیجه های شدید و سردردش می شود، بسیار شدید شده و اصلا رسیدگی نمی‌شود. از وضعیت روحی خوبی برخوردار نیست. در زندان دچار افسردگی شده و داروهای ضد افسردگی مصرف می کند. مدت‌ها پیش درخواست اعاده دادرسی داده بود اما به تازگی خانواده‌اش مطلع شدند چنین درخواستی در پرونده‌اش نیست و بایستی دوباره درخواست دهد.”
پیش‌تر هرانا گزارش کرده بود، مریم (نسیم) نقاش زرگران زندانی عقیدتی بند زنان زندان اوین دچار درد شدید در ناحیه گوش و سرگیجه مستمر شده‌ است. پزشکان بهداری زندان پس از رسیدگی اولیه به وی گفته‌اند تا دو هفته آینده نباید سرش را تکان دهد، در صورت عدم بهبود لازم است تحت عمل جراحی قرار گیرد. با این حال همچنان دادستانی با مرخصی استعلاجی یا اعزام وی به بیمارستان مخالفت می کند.
نسیم زرگران به دلیل ابتلا به بیماری ASD حدودا ٩ سال قبل تحت جراحی قلب قرار گرفت و نیاز مبرم به مراقبت های ویژه و مستمر پزشکی دارد. علاوه بر این او در یک سال اخیر با بی حسی دست و پا و درد مزمن در مفاصل و ستون فقرات مواجه شده است که پس از ماهها در مراجعه اولیه به پزشک متخصص تشخیص اولیه بیماری های دیسک کمر، آرتروز و پوکی استخوان بوده است و پزشک معتمد زندان دستور بستری ۵ روزه و نیاز فوری به انجام فیزیوتراپی را صادر کرده که با عدم مجوز دادستانی وی همچنان از درد بسیار رنج می برد. زرگران همچنین در ماه‌های زندان به کم خونی شدید، بیماری قند و چربی خون مبتلاست که به دلیل عدم صدور مجوز از سوی نهادهای قضائی مربوطه پروسه درمانی وی مغفول مانده است.
مریم (نسیم) نقاش رزگران نوکیش مسیحی اولین بار در اسفندماه ١٣٨٩ به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار و مورد بازجویی قرار گرفت. این بازجویی ها که با تهدید و مزاحمت برای اعضای خانواده وی همراه بود، اغلب در مکان های غیر رسمی و حول پرسش از کلیسای خانگی و جامع ادامه یافت.
وی نهایتا چند روز پس از بازداشت سعید عابدینی، شهروند ایرانی-آمریکایی که برای تاسیس پرورشگاه در شمال ایران به کشور بازگشته بود، از سوی پلیس امنیت به صورت تلفنی احضار و بازداشت شد و در همین روز منزل پدری وی مورد تفتیش و کتاب ها و جزوات دینی و لوازم شخصی وی توقیف شد.
این نوکیش مسیحی پس از بازداشت جهت انگشت نگاری به زندان اوین منتقل و بدون هیچ گونه تفهیم اتهام به ساختمان وزرا تحویل شد. وی به مدت ۵ شبانه روز بدون بدوی ترین امکانات بهداشتی در این مکان بازداشت و مورد بازجویی قرار گرفت و اغلب موضوع سئوالات در مورد علت افزایش اعضای کلیسای خانگی و افراد حاضر و کیفیت برگزاری مراسم در این کلیساها بود.
خانم زرگران نهایتا به زندان اوین منتقل و از سوی شعبه ٢ دادسرای شهید مقدس تفهیم اتهام شد. تنها اتهام وارده به وی تبلیغ علیه نظام بود.
مریم نقاش پس از ١٩ روز بازداشت موقت در بند نسوان اوین با قید وثیقه ٧٠ میلیونی آزاد شد. وی توسط قاضی مقیسه، ریاست شعبه ٢٨ دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق اجتماع و تبانی به ۴ سال حبس تعزیری محکوم شد. این در حالی‌است که چنین اتهامی هرگز به وی تفهیم نشده بود.
وی هم‌اکنون در بند زنان زندان اوین درحال گذراندن محکومیت چهارسال حبس خود است.

نگرانی گزارشگران بدون مرز در مورد دو روزنامه نگار زندانی در ایران

 حقوق بشر در جمهوری اسلامی:

نگرانی گزارشگران بدون مرز در مورد دو روزنامه نگار زندانی در ایران

خبرگزاری هرانا – گزارشگران بدون مرز روز جاری با نگرانی از وضعیت محمد صدیق کبودوند روزنامه‌نگار زندانی در اعتصاب غذا، نبود شفافیت و عناد دستگاه قضایی در بستری کردن وی و همچنین “ناپدید شدن” احسان مازندارنی دیگر روزنامه‌نگار زندانی در زندان اوین، از احمد شهید گزارش‌گر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل خواست به فوریت در این باره اقدام و درباره وضعیت این دو روزنامه‌نگار از مقامات مسئول ایرانی توضیح بخواهد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، گزارش‌گران بدون مرز (RSF) نبود شفافیت و عناد دستگاه قضایی در بستری کردن محمد صدیق کبودوند محکوم کرد و نوشت مدیر روزنامه‌ توقیف شده پیام مردم کردستان که از تاریخ ١٩ اردی‌بهشت ١٣٩۵ در اعتراض به وضعیت بازداشت خود و آزارهای قضایی اعتصاب غذا کرده است. وی در تاریخ اول خرداد در پی عارضه‌ای در زندان به بیمارستان منتقل اما کمتر از بیست و چهار ساعت دوباره به زندان بازگردانده شده است. خانواده اش که ۳ خرداد به ملاقات رفته بودند از ضعف و وخامت وضعیت جسمی وی خبر می‌دهند. این روزنامه‌نگار زندانی همچنان در اعتصاب غذا بسر می برد.
گزارش‌گران بدون مرز همچنین اعلام کرد از سوی دیگر ملیحه حسینی همسر احسان مازندرانی روزنامه‌نگار زندانی از ” ناپدید” شدن همسرش در زندان اوین خبر داده است. در تاریخ ۲۸ اردیبهشت به خانواده اطلاع داده‌ا شده بود که این روزنامه‌نگار به دستور محمد مقیسه قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی تهران دوباره به بند ۲ الف زندان اوین که در مهار سپاه پاسدران انقلاب اسلامی است، منتقل شده است. اما مسوولان زندان اوین زندانی بودن احسان مازندزانی را در این بند بدون مشخص کردن محل بازداشت وی، رد می‌کنند.
احسان مازندارنی مدیر مسئول روزنامه فرهیختگان، آفرین چیت‌ساز، ستون نویس روزنامه‌ دولتی ایران،, سامان صفرزایی همکاری بسیاری از رسانه‌ها و از این میان اندیشه‌پویا، و عیسی سحرخیز روزنامه‌نگار مستقل و مدیر مسئول چندین نشریه اصلاح‌طلب، در موج دستگیری و احضار روزنامه نگاران به تاریخ ۱۱ آبان ماه بازداشت شدند. بنا بر گفته‌های محمد علیزاده طباطبایی وکیل آفرین چیت‌ساز، احسان مازندانی و ایمان میرزازاده وکیل سامان صفرزایی این روزنامه‌نگاران به ترتیب به ده، هفت و پنج سال زندان محکوم شده‌اند.
گزارش‌گران بدون مرز (RSF) از احمد شهید گزارش‌گر ویژه شورای حقوق بشر سازمان ملل خواست به فوریت در باره این اقدامات و وضعیت این دو روزنامه‌نگار از مقامات مسوول ایرانی توضیح بخواهد.
در این بیانیه یادآور شده است، بنا بر میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی که ایران یکی از امضا کنندگان آن است، محروم کردن از درمان پزشکی می‌تواند نقض ممنوعیت شکنجه و رفتار ظالمانه، غیر انسانی و یا تحقیر آمیز محسوب شود.

امید کوکبی، فیزیک‌دان زندانی، به سرطان کلیه مبتلا شده است


وکیل امید کوکبی، فیزیک‌دان زندانی،اعلام کرد که آزمایش‌ها نشان داد که کوکبی در زندان به سرطان کلیه مبتلا شده است. او با تاکید بر این‌که تعلل در جراحی او "خطرات جبران‌ناپذیر" به‌دنبال دارد، خواستار آزادی سریع موکل خود شد. 


 
خبرگزاری کار ایران روز شنبه(۱۶ آوریل/۲۸ فروردین) گزارش داد که امید کوکبی، فیزیک‌دان و محقق زندانی، به سرطان کلیه مبتلا شده است.
سعید خلیلی، وکیل امید کوکبی، به خبرگزاری "ایلنا" گفت که پس از انجام معاینات و آزمایش‌های لازم مشخص شد که تومور بدخیمی در کلیه سمت راست امید کوکبی وجود دارد و تاکید کرد که موکل او نیازمند جراحی فوری است.
خلیلی با تاکید بر این‌که هرگونه تعلل بیشتر می‌تواند "آسیب جبران‌ناپذیر" برای وضعیت جسمانی کوکبی به‌بار آورد، خواستار آزادی امید کوکبی شد.
خلیلی به "ایلنا" گفت: «موکلم شرایط برخورداری از عفو رهبری را در سال جاری دارد. ادامه‌ی حبس ایشان با توجه به مخاطرات جانی که وی را تهدید می‌کند، غیرقانونی است. به دلایل اسلامی و انسانی و برای جلوگیری از خطرات احتمالی جسمی برای این سرمایه علمی کشور از مقامات کشور به‌ویژه مسئول محترم قوه قضائیه می‌خواهم هرچه سریع‌تر تهمیدات آزادی وی را فراهم کنند.»
امید کوکبی کیست؟
امید کوکبی، فیزیک‌دان نخبه و برنده‌ی جایزه‌ی "آزادی و مسئولیت علمی" است که هرسال به محققی اعطا می‌شود که در راه دفاع از حق ازادی علمی ایستادگی می‌کند.
بیشتر بخوانید: مادر امید کوکبی در نامه​ای به خامنه‌ای خواستار آزادی فرزندش شد
کوکبی در بهمن ماه ۱۳۸۹ وقتی به عنوان محقق مهمان در دانشگاه تگزاس آمریکا به تحقیق مشغول بود، برای دیداری کوتاه به ایران آمد. او در فرودگاه "امام خمینی" بلافاصه بازداشت شد و به "ارتباط با دولت متخاصم" و "کسب درآمد نامشروع" متهم و در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به ۱۰ سال حبس محکوم شد.
دادگاه به این دلیل که دانشگاه آمریکایی هزینه‌ی سفرهای تحقیقاتی و مطالعاتی کوکبی به ایران را پرداخت می‌کرد، او را به "کسب درآمد نامشروع" متهم کرد. دلیل اتهام "ارتباط با دولت متخاصم" نیز این است که کوکبی پیش از این حاضر نشده بود بورسیه جمهوری اسلامی شود و ترجیح داده بود با بورسیه دانشگاه آمریکایی برای ادامه‌ی تحصیل به خارج از کشور برود.
این اتهام در حالی به کوکبی وارد شده که وکیل او معتقد است بر اساس اعلام مراجع رسمی کشور، اتهام همکاری با دول متخاصم، مصداق خارجی نداشته و ایران در حال حاضر با هیچ کشوری در تخاصم نیست.
بیشتر بخوانید: جایزه "آزادی و مسئولیت علمی" برای امید کوکبی، فیزیک‌دان زندانی
وکیل امید کوکبی پیش‌تر با استعلام از وزارت امور خارجه، دیوان عالی کشور را متقاعد کرده بود که وزارت امور خارجه نیز آمریکا را از نگاه قانونی، دولت متخاصم با ایران نمی‌داند.
امید کوکبی در نامه‌ای که به بیرون زندان فرستاد تاکید کرد که او چندین بار از سوی مقامات امنیتی و نظامی ایران به دلیل تخصص‌اش در فیزیک لیزری برای همکاری در برنامه‌ی اتمی ایران دعوت شده و هربار درخواست همکاری را رد کرده بود.
بیشتر بخوانید: امید کوکبی: دانشمندان با فعالیت‌های خطرناک و دولت‌های مشکوک همکاری نکنند
او در این نامه نوشت که به "حق آزادی شخصی در انتخاب مسیر زندگی" باور دارد و همکاری با برنامه‌ی اتمی مناقشه‌برانگیز ایران را برخلاف منافع ملت و ارزش‌های انسانی می‌داند.
درحال حاضر ۵ سال و ۳ ماه است که امید کوکبی در حبس به‌سر می‌برد.